خانه / هفته نامه همراز / مقالات و مطالب / روانشناسی / عزت نفس از دیدگاه مولانا | رابطه خودشناسی و اعتماد به نفس در اندیشه مولوی

عزت نفس از دیدگاه مولانا | رابطه خودشناسی و اعتماد به نفس در اندیشه مولوی

آلا رستمی
هنرجوی آموزشگاه موسیقی همراز

آلا رستمی

از دیدگاه مولانا، عزت نفس رابطه‌ای مستقیم با خودشناسی دارد. به باور او، بزرگ‌ترین اثر مخرب کمبود اعتماد به نفس، ازخودبیگانگی است؛ حالتی که ریشه در نشناختن حقیقت وجودی انسان دارد. مولانا در همین راستا انسان را به بازگشت به خویشتن دعوت می‌کند و می‌گوید:

«خویشتن را گم مکن»

در اندیشه مولانا، عارف و متفکر بزرگ قرن هفتم، و همچنین در نظریات بسیاری از روان‌شناسان معاصر، با وجود فاصله زمانی نزدیک به هشتصد سال، شباهت‌هایی قابل توجه دیده می‌شود. با این حال، تفاوت‌های بنیادینی نیز در مبانی فکری آن‌ها وجود دارد.

عزت نفس از دیدگاه مولانا

انسان‌شناسی مولانا بر پایه معنویت دینی و الهی استوار است؛ در حالی که دیدگاه بسیاری از روان‌شناسان غربی بر انسان‌گرایی تأکید دارد. با وجود این تفاوت‌ها، هر دو دیدگاه بر این نکته اتفاق نظر دارند که بسیاری از ناهنجاری‌های رفتاری و مشکلات عاطفی انسان از ارزیابی ضعیف فرد از خود و کمبود عزت نفس ناشی می‌شود.

مولانا با طرح پرسش‌های بنیادین درباره هویت انسان، او را به بیداری و آگاهی دعوت می‌کند:

«از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟»

این پرسش، انسان را از غفلت بیرون می‌آورد و به اندیشیدن درباره حقیقت وجودی خویش فرا می‌خواند.

از دیدگاه روان‌شناسی، عزت نفس به معنای ارزیابی مداومی است که فرد از ارزشمندی خود دارد. در این فرایند، انسان با شناخت ویژگی‌های خود ـ چه مثبت و چه منفی ـ به درکی از هویت و توانایی‌های خویش می‌رسد.

ابراهام مزلو، روان‌شناس آمریکایی، نیاز به عزت نفس را یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان می‌داند. او معتقد است هنگامی که این نیاز ارضا شود، فرد نسبت به ارزش و توانایی‌های خود احساس اطمینان پیدا می‌کند و در نتیجه می‌تواند در جنبه‌های مختلف زندگی، شایستگی و کارآمدی بیشتری از خود نشان دهد.

  • احترام به خود
  • امیدواری به آینده
  • احترام به دیگران و ایجاد روابط سالم و مبتنی بر احترام متقابل
  • احساس همدلی و همدردی با دیگران
  • تجربه شادی و رضایت از زندگی
  • هدفمندی و داشتن اهداف روشن در زندگی
  • عشق به خدا و محبت به دیگران
  • احساس مسئولیت فردی و اجتماعی
  • تمایل به خلوت و تأمل در خویشتن
  • توانایی کنترل احساساتی مانند خشم، ترس و تمایلات نفسانی

از دیدگاه مولوی، انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است. او حقیقت وجودی انسان را روح می‌داند و معتقد است که انسان فراتر از جسم مادی خویش است. مولانا در این باره می‌گوید:

«تو یکی نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریایی عمیق»

او همچنین به ظاهر‌بینی ابلیس و ناتوانی او در درک حقیقت انسان اشاره می‌کند:

«آن بلیس از تنِ طین کور و کر است
گاو کی داند که در گِل گوهر است»

از نگاه مولانا، یکی از پیامدهای کمبود عزت نفس این است که انسان از هویت حقیقی خود فاصله می‌گیرد. هرچه کفه ترازوی خودارزیابی انسان سبک‌تر باشد، احتمال گرفتار شدن او در ازخودبیگانگی بیشتر می‌شود.

مولانا انسان را موجودی ارزشمند و صاحب گوهر الهی می‌داند و او را به شناخت حقیقت خویش فرا می‌خواند. در پایان، این سخن زیبا از مولانا یادآور ارزش درونی انسان است:

هیچ محتاج میِ گلگون نه‌ای
ترک کن گلگونه، تو گلگونه‌ای

ای رخ گلگونه‌ات شمس الضحی
ای گدای رنگ تو گلگونه‌ها

باده کاندر خمره می‌جوشد نهان
ز اشتیاق روی تو جوشد چنان

ای همه دریا! چه خواهی کرد نم؟
وی همه هستی! چه می‌جویی عدم؟

تو خوشی و خوب کانِ هر خوشی
پس چرا خود منت باده کشی؟

حتما ببینید

تور آدران

اعلام جزئیات کارگاه‌های موسیقی درمانی خواننده پاپ؛ اخشابی به روستا رفت

مجید اخشابی خواننده موسیقی پاپ در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تشریح تازه ترین فعالیت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *