تولد سلی (نت سل)

ریحانه مصری پور
هنرجوی همراز

سلی خیلی خیلی ذوق زده شد بخاطر اینکه پدرش او را به باغ گلها آورده بود. او عاشق گلهاست البته عالم هنر را هم مثل گلها خیلی خیلی دوست دارد.
در باغ گلها سلی به هر گلی که می دید سلام می کرد و کلی از زیبایی و عطرش تعریف می کرد و یادآور می شد که آن گل منحصر به فرد و خاص هست و در تمام دنیا مثل آن پیدا نمی شود، آخر سر هم برایش آواز دوستت دارم عزیزم… می خواند.

تولد سلی

پدر از دیدن رفتار دخترش خنده اش می گرفت ولی خیلی کیف می کرد.
مادر سلی عمداً بهانه آورد و خانه ماند تا بتواند تدارک تولد سلی را ببیند و دوستان سلی را برای عصر دعوت کند. مادر می خواست حسابی سلی را شگفت‌زده کند و این روز را برایش به یادماندنی کند.
عصر شد مادر سلی همه چیز را آماده کرده بود و منتظر آمدن دوستان سلی بود، تا اینکه بالاخره زنگ در به صدا در آمد و دوستان سلی یکی یکی کادو به دست آمدند.
سلی که در باغ گلها گذر زمان را حس نکرده بود همچنان داشت از گلها دیدن می کرد که پدر او را صدا کرد که به خانه برگردند.
مادر سلی به همراه دوستان او حاضر و آماده منتظر بودند که سلی و پدرش بیایند.
لحظاتی بعد سلی و پدرش وارد خانه شدند لا کوچولو (نت لا) برف شادی روی سر سلی پاشید، می کوچولو (نت می) گل های پر پر شده را روی سرش ریخت، دو زیبا (نت دو) پیانو نواخت و می (نت می)، سی (نت سی)، ر (نت ر) سنتور نواختند و قطعه تولدت مبارک را اجرا کردند.
سلی حسابی شگفت زده شد و غرق شادی شد راستش اصلاً یادش نبود تولدش است.
همه به سلی تبریک گفتند، سلی هم از همه تشکر کرد و به همراه پدر و مادرش کیک را بریدند و تقسیم کردند. بعد از خوردن کیک نوبت به باز کردن کادو ها رسید.
سلی اولین کادو را باز کرد علامت بمل را می کوچولو هدیه آورده بود سلی از علامت بمل خواست خودش را معرفی کند علامت بمل سلام کرد و گفت: من قبل از هر نتی بیایم صدای آن نت نیم پرده بم تر می شود.
سلی به آن خوش آمد گفت و کادو بعدی را باز کرد فا کوچولو علامت دیز را کادو آورده بود. علامت دیز خودش را این طور معرفی کرد : من دیز هستم و قبل از هر نتی قرار بگیرم صدای آن نت نیم پرده زیرتر می شود.
سلی ابراز خوشحالی کرد و کادو بعدی را باز کرد نت ر علامت کرن را هدیه آورده بود کرن مثل بقیه خودش را معرفی کرد، من کرن هستم و قبل از هر نتی قرار بگیرم صدای آن نت ربع پرده بم تر می شود.
نوبت به کادو بعدی رسید نت دو زیبا علامت سری را گذاشته بود علامت سری گفت: من سری هستم و قبل از هر نتی بیایم صدای آن نت ربع پرده زیرتر می شود.
سی کوچولو علامت بکار را هدیه آورده بود علامت بکار اول قرش داد و بعد گفت من بکار هستم و قبل از هر نتی قرار بگیرم نت تغییر یافته را به حالت اول بر می گردانم.
لا کوچولو علامت نقطه را هدیه داده بود نقطه از کادو بیرون پرید و با چرخشی خودش را معرفی کرد، من نقطه هستم و هر گاه به نتی اضافه شوم به اندازه نصف ضرب نت به ارزش آن اضافه می کنم.
حالا نوبت به کادو مادر سلی رسید مادر برای سلی ساز سنتور خریده بود، سلی خیلی خوشحال شد چون ساز سنتور را خیلی خیلی دوست داشت.
کادوی پدر تکمیل کننده کادو مادر بود چند کتاب پایه برای آموزش ساز سنتور به همراه فرم ثبت نام در آموزشگاه موسیقی همراز بود.
سلی آموزشگاه همراز را به واسطه دوستش فا کوچولو می شناخت و تعریف اساتیدش را خیلی شنیده بود به خصوص تعریف دکتر مجید اخشابی را هم شنیده بود، برای همین خیلی خوشحال شد.
سلی خیلی ذوق زده و شگفت زده شد و از همه کادوها خیلی خوشش آمد برای همین از همه تشکر کرد و برای آنها آرزوی سلامتی و شادکامی کرد.
سلی تصميم بزرگی گرفت اینکه نوازنده حرفه ای سنتور بشود و از این فکر چشمانش درخشید و قلبش پر تپش تر شد. او عاشق هنر و عاشق گلهاست.

حتما ببینید

چهارمین جشن بوت‌کمپ‌های همراز و آغاز معرفی و ثبت‌نام دوره پنجم

طنین دانایی در نت‌های تابستان؛ همراز، پلی میان هنر و شخصیت‌سازی تهران، خرداد ۱۴۰۵ — …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *